گاهی وقت ها..

گاهی وقت ها، یک چیزهایی، مرا به جایی می برند که نباید..

به چیزهایی مثل حرف های عاشقانه ای که

روزی در میان لب هایش تکرار کنان

مرا تا خود خدا می برند...

آن وقت است که دلخوش می شوم به

تمام حرف هایی که، مرا از باتلاق زندگی بیرون می کشد.

مثل همین دو فعلی ساده

بگذار، بگذرد...

 

+ وقت رفتنت به یاد بیار؛ خنده هایم را، شیطنت هایم را و قاب دو چشمون سیاهم را..

++ گاهی فقط باید نوشت، مهم نیس که خونده بشی یا نه! گاهی دوست دارم بنویسم این مطلب مخاطب خاص دارد و بعد شعری را که در گوشه ذهنم جا مانده اینجا برای خودم بنویسم؛ می دانم که روزی خود ِ خودم میام و آن را می خوانم..

+++ گاهی دلت فقط سنگینی نگاهی را میخواهد و اینکه تو بدانی نگاهت می کند! و به روی خودت نیاوری.. الهی گاهی نگـــــاهی..

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۳ساعت 18:26  توسط لیـلا  | 

دل تکانی

دلت را بتـکان

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن...
دلت را بتکان
اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین
بگذار همانجا بماند
فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش
قاب کن و بزن به دیوار دلت...

دلت را محکم تر اگر بتکانی
تمام کینه هایت هم می ریزد
و تمام آن غم های بزرگ
و همه حسرت ها و آرزوهایت ...

باز هم محکم تر از قبل بتکان
تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد!

حالا آرام تر، آرام تر بتکان
تا خاطره هایت نیفتد
تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟
خاطره، خاطره است
باید باشد، باید بماند...

کافی ست؟

نه، هنوز دلت خاک دارد
یک تکان دیگر بس است...

تکاندی؟
دلت را ببین
چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟

حالا این دل جای "او"ست
دعوتش کن
این دل مال "او"ست...

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا

و حالا تو ماندی و یک دل
یک دل و یک قاب تجربه
یک قاب تجربه و مشتی خاطره
مشتی خاطره و یک "او"...

خـانه تـکانی دلـت مبـارک
 
 
پ.ن: با اینکه مطلب تکراریه اما گاهی باید تکراری ها رو تکرار کرد!!
 
پ.ن ۱: یکسال دیگر با تمام خوبی ها، بدی ها، شکست ها و موفقیت هایش گذشت.. دل شکستیم، دل بدست آوردیم، دل کندیم، دل بستیم، هر چه بود گذشت.. آرزویم برایت روزهایی با آرامش است..
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۸ساعت 21:36  توسط لیـلا  | 

صدای ٍ سکوت ٍ بال ٍ پروانه ها

سکوت...

همانکه بر زندگی آدمی حاکم است و خیره نگاه می کند.

سکوت...

همانکه هست و تو خیال میکنی که نیست و گاهی نیست و تو فکر میکنی که هست.

وقتی نیست صداهای عوضی، آدم را عاصی میکند. وقتی هست صداش چنان تو را می بلعد که انگار در

 قعر اقیانوس از خواب پریده ای و نمی دانی کدام سو را بگیری تا به زندگی باز گردی...

نبودن سکوت بودن است. ایستگاه آخر زندگی؛ بیگانه ای که بی وقت در خانه ات را می زند و پیش از

 آنکه عدد بعدی را بشماری نفس قبلی ات را بریده است.

صبح ها که بیدار می شوم گذشته هایم خواب آشفته ای بیش نبوده و شبها که می خوابم آینده ام

صبحی آشفته است از پس خوابی آرام...

در خواب جهانم سنجیده و به اندازه و بی مرز و مطلوب من است و خوب می دانم که عمر کوتاه خوابم

مثل زندگی یک پروانه زود تمام می شود و ناچار باید به زندگی برگردم و باز در این آشفته بازار به مرگ

فکر کنم... به زندگی.. به بودن یا نبودن...

اصلا چه فرقی میکند...  بال پروانه باز باشد یا بسته...

چه فرقی میکند؟ فقط این اهمیت دارد که بدانم  یک پروانه در طول عمر کوتاه خویش

چند بار بالهایش را از هم می گشاید و می بندد.

و نیز بدانم سکوت موسیقی عمیق تر است یا سکوت بال پروانه....

 

 پ.ن: نبودن گاهی اوقات بهترین دلیل حضور است!!! 

 

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۱۰/۲۲ساعت 16:6  توسط لیـلا  | 

دلگو 15: شهادت اعضاء و جوارح

وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً

و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن؛

به درستی که گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد و مسئولند..

سوره اسراء آیه ۳۶

 

حرف آخر پست دل گو..

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۱۰/۲۲ساعت 14:49  توسط لیـلا 

دلگو 13: تنها دین مورد قبول

وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ

و هركس بخواهد غير از اسلام را به عنوان دين بپذيرد، از او قبول نمى شود و او در آخرت از زيانكاران است

سوره آل عمران آیه 85


 

حرف آخر پست دل گو..

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۳۰ساعت 23:20  توسط لیـلا 
مطالب قدیمی‌تر