قالب پرشین بلاگ


خانه دوست کجاست . . .
منم مجنون آن لیــلا که صد لیلاست مجنونش..!!
گاهی وقت ها، یک چیزهایی، مرا به جایی می برند که نباید..

به چیزهایی مثل حرف های عاشقانه ای که

روزی در میان لب هایش تکرار کنان

مرا تا خود خدا می برند...

آن وقت است که دلخوش می شوم به

تمام حرف هایی که، مرا از باتلاق زندگی بیرون می کشد.

مثل همین دو فعلی ساده

بگذار، بگذرد...

 

+ وقت رفتنت به یاد بیار؛ خنده هایم را، شیطنت هایم را و قاب دو چشمون سیاهم را..

++ گاهی فقط باید نوشت، مهم نیس که خونده بشی یا نه! گاهی دوست دارم بنویسم این مطلب مخاطب خاص دارد و بعد شعری را که در گوشه ذهنم جا مانده اینجا برای خودم بنویسم؛ می دانم که روزی خود ِ خودم میام و آن را می خوانم..

+++ گاهی دلت فقط سنگینی نگاهی را میخواهد و اینکه تو بدانی نگاهت می کند! و به روی خودت نیاوری.. الهی گاهی نگـــــاهی..

[ شنبه 1392/09/23 ] [ 18:26 ] [ لیـلا ]

سکوت...

همانکه بر زندگی آدمی حاکم است و خیره نگاه می کند.

سکوت...

همانکه هست و تو خیال میکنی که نیست و گاهی نیست و تو فکر میکنی که هست.

وقتی نیست صداهای عوضی، آدم را عاصی میکند. وقتی هست صداش چنان تو را می بلعد که انگار در

 قعر اقیانوس از خواب پریده ای و نمی دانی کدام سو را بگیری تا به زندگی باز گردی...

نبودن سکوت بودن است. ایستگاه آخر زندگی؛ بیگانه ای که بی وقت در خانه ات را می زند و پیش از

 آنکه عدد بعدی را بشماری نفس قبلی ات را بریده است.

صبح ها که بیدار می شوم گذشته هایم خواب آشفته ای بیش نبوده و شبها که می خوابم آینده ام

صبحی آشفته است از پس خوابی آرام...

در خواب جهانم سنجیده و به اندازه و بی مرز و مطلوب من است و خوب می دانم که عمر کوتاه خوابم

مثل زندگی یک پروانه زود تمام می شود و ناچار باید به زندگی برگردم و باز در این آشفته بازار به مرگ

فکر کنم... به زندگی.. به بودن یا نبودن...

اصلا چه فرقی میکند...  بال پروانه باز باشد یا بسته...

چه فرقی میکند؟ فقط این اهمیت دارد که بدانم  یک پروانه در طول عمر کوتاه خویش

چند بار بالهایش را از هم می گشاید و می بندد.

و نیز بدانم سکوت موسیقی عمیق تر است یا سکوت بال پروانه....

 

 پ.ن: نبودن گاهی اوقات بهترین دلیل حضور است!!! 

 

[ جمعه 1391/10/22 ] [ 16:6 ] [ لیـلا ]
 

و اذاسَئَلَکَ عِبادی عَنّی فَاِنّی قَریب اُجیبُ دَعوَةَ الدّاعِ اِذا دَعان فَلیستَجیبُوالی وَ لیؤمِنُوا بی

 لَعَلَّهُم یرشُدُون

بقره - آیه 186


[ای پیامبر] هر گاه بندگان من از تو در مورد من سؤال کردند [بگو] من بسیار نزدیکم، هر گاه کسی

مرا بخواند، اجابت می‌کنم پس به ندای من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند


حرف آخر پست دل گو..

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.

[ پنجشنبه 1391/07/20 ] [ 22:48 ] [ لیـلا ]

حتی اگر ببازم هم باز کسی جرات ندارد به من دست بزند يا از صفحه بازی بيرونم بيندازد،

شوخی نيست من شاه شطرنجم!!!

تخريب می کنم آنچه را که نمی توانم باب ميلم بسازم...

آرزو طلب نميكنم، آرزو ميسازم...

لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر مي کنی،

من همانی ام که حتی فکرش را هم نمی تواني بکنی...

زانو نمی زنم، حتی اگر سقف آسمان، کوتاهتر از قد من باشد!

زانو نمی زنم، حتی اگر تمام مردم دنيا روی زانوهايشان راه بروند!

من زانو نمیزنم...!!


پ.ن: کدوم برای شما دردناکتره؟! اینکه پرواز بدونی اما اسیر باشی؛ یا اینکه آزاد باشی و پرواز ندونی؟!! اینکه بدونی حق داری ولی بت ندن؛ یا اینکه بدن بهت اونچه که حق نداری؟!! اینکه پر از فریاد باشی ولی گوشی نباشه؛ یا اینکه همه گوش باشن و تو حرفی نداشته باشی؟!! گاهی حرف نزدن از نداشتن ِ حرف نيست از داشتن حرفِ زياده...

پ.ن ۱: به یاد آرزوهایم سکوتی میکنم بالاتراز فریاد....

 

[ دوشنبه 1391/07/17 ] [ 10:10 ] [ لیـلا ]

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ

يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللهِ

وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لَآئِمٍ ذالِكَ فَضْلُ اللهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللهُ واسِعٌ عَليمٌ


اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، هر كس از شما از دين خود برگردد، به زودى خدا گروهى [ديگر] را می ‏آورد كه آنان را دوست می دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند. [اينان‏] با مؤمنان، فروتن، [و] بر كافران سرفرازند. در راه خدا جهاد می ‏كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمی ‏ترسند. اين فضل خداست. آن را به هر كه بخواهد می ‏دهد، و خدا گشايشگر داناست.

                                                                                       مائده - آیه 54

شان نزول آیه: در روایت است! چون این آیه نازل شد، پیامبر اکرم (ص) دست به شانه سلمان فارسی زد و فرمود! هموطنان تو مصداق این آیه اند.

                                                                         تفسیر نور الثقلین


حرف آخر پست دل گو..

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.


[ جمعه 1391/07/14 ] [ 0:47 ] [ لیـلا ]
وَ مَا أَصبَكم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسبَت أَيْدِيكمْ وَ يَعْفُوا عَن كَثِيرٍ

هر مصیبتى به شما رسد به خاطر اعمالى است كه انجام داده‌اید

و بسیارى را نیز عفو مى‌كند.

                                                                                                             شوری - آیه 30


هنگام نزول این آیه پیامبر اکرم رو به داماد خود، امیر مومنان علی علیهم السلام کرد و گفت:

خَیرُ آیةٍ فِى كِتاب اللّهِ هذِهِ الآیة : بهترین آیه‌ی قرآن مجید همین آیه است .

و ادامه داد که:

علی جان! هر خراشى كه از چوبى بر تن انسان وارد مى‌شود، و هر لغزش قدمى (زمین خوردنی)، بر اثر گناهى است كه از او سر زده (و جزای آن گناه است)، و خداوند گرامى تر از آن است كه آنچه در دنیا عفو کرده را دوباره (درقیامت ) بازنگری کند و عادلتر از آن است كه در آخرت آنچه را كه در این دنیا عقوبت فرموده را بار دیگر كیفر دهد.

حرف آخر پست دل گو..

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.


[ پنجشنبه 1391/07/06 ] [ 19:50 ] [ لیـلا ]
طبق الهامی خاص به دل، تصمیم دارم هر شب جمعه در وبلاگم یه پست مختص به قرآن و امام زمان بزارم...

اولین پست هم با بهترین و بزرگترین آیه شروع میکنم...

امام صادق (ع): بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم، تاج سوره ‏هاست.

امام رضا (ع): بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم، به اسم اعظم نزدیک‏تر است از سیاهى چشم به سفیدی ‏اش.

پیامبر: دعایى که با بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم شروع شود، رد نمی‏شود.


۱-   114 بار تكرار شده كه برابر تعداد كل سوره‌هاي قرآن كريم مي‌باشد. (پس خلاصه کل قرآن است)

۲-   23  حرف دارد كه برابر كلّ سالهاي نزول قرآن كريم است .

۳-   2 آيه نشانه دار آن (آيه 30سوره نمل و آیه 1 سوره حمد) 63 حرف دارند كه برابر كلّ سالهاي عمر شريف پيامبر اعظم (ص) مي باشد .

حرف آخر پست دل گو..

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج)که صد البته نزدیک است.


[ پنجشنبه 1391/06/30 ] [ 20:4 ] [ لیـلا ]
 

سالهـــاسـت در حســرت کســی هستــم کـه باطنــــــم را ببــینــد...

دردهــایـم نوشـتنی نیسـت

گفتـنی هــم نیسـت

بگــذار بــه درد خـودم بمیـــرم!

 

پ.ن: من عاشقانه دوستش دارم و او عاقلانه طردم مي كند؛ منطق او حتي از حماقت من هم احمقانه تر است..     احمد شاملو

 پ.ن ۱: آدمی چقدر پیچیده است؛ اسم خودش را گذاشته است موجود اجتماعی. اما کل پارک را می‌چرخد که یک صندلی خالی پیدا کند و اگر صندلی چهار نفره‌ای پیدا شد که تنها یک نفر روی آن نشسته باشد روی آن نمی‌نشیند. و اگر کسی بیاید کنارش بنشیند چپ‌چپ نگاهش می‌کند و متعرضانه برمی‌خیزد و می‌رود رد کارش ...!

پ.ن ۲: و خدا طوطی و کلاغ را زشت آفرید. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد. کلاغ به رضای خدا تن داد و حال، طوطی درقفس است و کلاغ آزاد و رها..

 

[ چهارشنبه 1391/06/29 ] [ 22:8 ] [ لیـلا ]

حریم من فقط به اندازه ی قلبیست که در سینه ام میتپد.  

پا به حریمم مگذار خطر دارد. هر آن ممکن است روی سرت خراب شود.

حریم من تبدیل به مخروبه ای شده که با یک شکست دیگر فرو میریزد.

آن وقت هم من نابود میشوم هم تو زیر آوار میمانی.

پا به حریمم مگذار.....

تنهایی را ترجیح میدهم ....

دور شو ...

قصه ما از همان اول هم با هم فرق داشت......

درد دارد وقتی باورم محکم ترین سیلی را برای اثبات دیوانگی ام میزند؛ درد دارد .....

نه تو میفهمی و نه هیچ کس دیگر؛ درد من عشق نیست......

درد من تو نیستی؛ درد من بزرگتر از تمام این هاست ....

پس برو.....

برای بودنت تا همین جا هم از تو ممنونم ....

من تنهایی را ترجیح میدهم ....

همین...!!!            

 

پ.ن: من یک عذرخواهی به خودم بدهكارم! برای اينكه غرورم را شكستم؛ برای اينكه هميشه احساساتی بودم؛ برای اينكه انسان بودم!!!

پ.ن ۱: زلال که باشی دیگران سنگ های کف رودخانه ات را میبینند، بر میدارند و نشانه میروند، درست سوی خودت...!!!

پ.ن ۲: خدایـا؛ این روزها حرفهایم بوی ناشکری می دهنـد؛ امـا تـو بـه حسـاب تنهـایی و درد دل بگـــذار ..!!!

پ.ن ۳: آرام شکستم تا ندانی شکسته ام....

 

[ چهارشنبه 1391/06/08 ] [ 22:56 ] [ لیـلا ]

مثل هميشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض ميخورم
عمريست لبخند های لاغر خود را در دل ذخيره ميکنم
باشد برای روز مبادا

اما در صفحه های تقويم
روزی به نام روز مبادا نيست
آن روز هرچه باشد
روزی شبيه ديروز
روزی شبيه فردا
روزی درست مثل همين روزهای ماست

اما کسی چه ميداند
شايد امروز نيز روز مبادا باشد

وقتي تو نيستی
نه هست های ما چونان که بايدند
نه بايد ها

هر روز بی تو روز مباداست


                                                                                                قیصر امین پور


 

پ.ن: خدایا؛ من اینجا دلم سخت معجزه می خواهد؛ و تو انگار معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا...!!

پ.ن ۱: چند روز هس این شعر قیصر امین پور شده ورد زبونم!!  هر روز بی تو روز مباداست...

 

[ سه شنبه 1391/05/24 ] [ 22:44 ] [ لیـلا ]

مختصر، مفید و ساده:


جهـــان بـه روی دسـت علـی را گـرفت و گـفـــت

دســــــت دگــــر اگــــر نظیــــرش هســت رو کنــد

 

 

پ.ن: بخشی از وصیت نامه امام علی که توی یکی از پست های قبلم نوشتم..

پ.ن 1: خدایا این بغض های لعنتی روزه ام را باطل نمی کند؟؟!


 

[ چهارشنبه 1391/05/18 ] [ 12:59 ] [ لیـلا ]

مــرا

هیـــــــــچ چیـــــــز عـــــذاب نمی دهــــــد

جـــــــز اینکــــــــه

همیشـــــــــه

دانستـــــــه خطـــــا کردم

ندانستـــــــه آلـــــــوده شدم

نشـــــناختــــــه وابســـته شـــدم

و نــاخواستـــــــــه رانـــــــــــده شـــــدم

 

پ.ن ۱: هی با توام!! قبل از اینکه عاشقم بشی ...منو خوب ِ خوب نگاه کن؛ مبادا چیزی از قلم بیفته که بعدها به چشمِت بیاد...!!!

تک نوشت: نمــی دونــــم چـــرا تــو زنــدگیــــم هــی "نمـــیشــه"!!!

 

[ یکشنبه 1391/05/08 ] [ 21:54 ] [ لیـلا ]

روزي از روزها، شبی از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد

 اما می خواهم هر چه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم

تا هرچه ديرتر بيفتم، هر چه ديرتر و دورتر بميرم،

 نمي خواهم حتی يگ گام يا يك لحظه

 پيش از آنكه مي توانسته ام بروم و بمانم، افتاده باشم و جان داده باشم... 

 پ.ن: گذشته ی من گذشت! حتی می توان گفت که درگذشت و من برایش ماهها و روزها سوگواری و سکوت کردم. خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاش های فراوان گفتم! ولی دیگر بس است! من به شروعی دیگر می اندیشم و شروع زندگی دیگر و حس ناب تازه شدن ..!!

پ.ن ۱: گفتند: محبت کن از محبت خارها گل میشوند، محبت شدم هیچکس گل که نشد... فقط خارم کردند!!

[ جمعه 1391/04/30 ] [ 12:44 ] [ لیـلا ]

سهــم مـن کجــاسـت؟؟!
کجـا بایـد قـدم بـگـذارم که کسـی را لـه نکنـم؟!
سهــم مـن کجــاسـت؟؟!
کجـا بایـد دل ببنـدم که دیـر نکـرده باشـم؟!
سهــم مـن کجــاسـت؟؟!
مـگر دیگـر ستـاره ای باقی مانـده است که سهـم شبهـای تاریـک من باشـد؟!
کجـای این زمیـن خاکی کولـه بـارم را پاییـن بگـذارم که تـوقف ممنـوع نـداشته باشـد؟!
بگـو، بگـو کجـا خستـگی هایم را به در کنـم کـه کسی نـگوید:
ببـخشیـد اینجـــا جـــای مـن اسـت...

پ.ن: بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت درونت بخندی؛ دلت بگیره ولی دلگیری نکنی؛ شاکی بشی ولی شکایت نکنی؛ گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن؛ خیلی چیزا رو ببینی ولی ندیدش بگیری؛ خیلی حرفا رو بشنوی ولی نشنیده بگیری؛ خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی..... !! خودتو بزنی به نفهمی تا هیچی تو خاطرت نمونه؛ خاطراتتو بریزی دور؛ خاطراتتو باید سطل سطل از چاه زندگی بیرون بکشی؛ خاطرات نه سر دارند؛ نه ته! بی هوا میان تا خفه ات کنند؛ میرسن گاهی وسط یه فکر، گاهی وسط یه خیابون، و گاهی حتی وسط یه صحبت، سردت می کنند؛ رگ خوابتو بلدند! زمینت میزنند! خاطرات هیچوقت تموم نمی شن، تمومت می کنن..!!

پ.ن ۱: دیروز یه جایی خوندم که علم پزشکی ثابت کرده که شکستن دل واقعیته. یعنی وقتی دل کسی میشکنه در قلب اتفاقی می افته مثل یک خون ریزی کوچک یا یک جراحت؛ که حتی می تونه منجر به سکته قلبی بشه...!!

پ.ن ۲: قصه از اونجا شروع شد که از "عادت کردن" فرار کردیم و به "فرار" عادت کردیم!

پ.ن ۳: دیشب که نمیدانستم به کدام یک از درد هایم بخندم، کلی خندیدم.... (صادق هدایت)

 

[ چهارشنبه 1391/04/21 ] [ 20:46 ] [ لیـلا ]
کنــارت هستند...!!
تا کـــی؟

تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند؟!!
از پیشــت میروند یک روز...!!
کدام روز؟

وقتی کســی جایت آمد؟!!
دوستــت دارند..!!

تا چه موقع؟
تا موقعی که، کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند؟!!
میگویــند عاشــقت هســتند برای همیشه...!!
نه......
فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود.
این است بازی باهــم بودن!

 

پ.ن: کاش یکی میومد محکم بغلم میکرد و می گفت: به درک....

پ.ن ۱: آدم ها فقط آدم هستند؛ نه بیشتر نه کمتر! اگر کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی آنها را شکسته ای و اگر بیشتر از آن حسابشان کنی آنها تو را می شکنند!! بین این آدمهای آدم، فقط باید عاقلانه زندگی کرد نه عاشقانه..

پ.ن ۲: خیلی وقتها، خیلی دیر آدمهای اطرافت را می شناسی، آنوقت تازه یاد می گیری به خیلی ها بگویی: لطفا جلوتر نیا....!!!

پ.ن ۳: زیاد خوب نباش! زیاد دم دست هم نباش! زیاد که خوب باشی دل آدم ها را می زنی! آدم ها این روزها به خوبی و به شیرینی آلرژی پیدا کرده اند! زیاد که باشی زیادی می شوی!!!

 

[ یکشنبه 1391/04/11 ] [ 15:55 ] [ لیـلا ]

هی …
مترسک …
اشکاتو
پاک کن رفیق …
تقصیر تو نیست که کلاغا تف می کنن تو چشات …
این زندگیه که بویی از مردونگی نبرده …
تو باش و بمون و تحمل کن …
کلاغا رو ببخش …
اونا هم مثل تو بی تقصیرن …
ذاتشون همینه …
شکایت نکن که چرا کسی نمی فهمه چی میکشی …
چرا کسی سراغی از غم و غصه و تنهاییت نمیگیره …
شکایت نکن رفیق …
این زندگیه که بویی از مردونگی نبرده …
مترسک …
اشکاتو پاک کن رفیق…
یه روزی هم …!
نوبت آقا کلاغس...

 

پ.ن: به چه فكر می كنم؟ انتقام از آن هایی كه هیچ وقت نبودند. آن هایی كه می توانستند باشند ولی نخواستند. فراموش نكرده ام كه هرچیزی كه می تواند باشد، در اصل نباید باشد... میدانی! به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی می فهمی رنج را نباید امتداد داد، باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏برد و از میانشان می‏گذرد، از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی... البته باور کن کـم نیاوردم... کوتـــاه آمدم....! روی دلم هم می نویسم دیگر احتیاط لازم نیست؛ شکستنی ها شکست! هر جور مایلید حمل کنید!

 پ.ن ۱: دلتنگی های زیاد، خطرناک است! آدم را به کمتر از حقش قانع می کند!!!

پ.ن ۲: تنهایی ام را دوست دارم؛ بوی پـاک نجابـت میدهد..

 

[ چهارشنبه 1391/03/31 ] [ 13:41 ] [ لیـلا ]

تجاوز همیشه اون چیزی نیس که فکرشو میکنی..

 تجاوز یعنی تو تاکسی، خانم بغل دستی، از نوع نشستن یک مرد احساس راحتی نکنه..

تجاوز یعنی دوستت دارم گفتنت هزار تا معنی بده..

تجاوز یعنی ویران کردن کاخ آرزوهای یک زن.. 

تجاوز یعنی به قیمت عشق، زن را با تن سنجیدن..

تجاوز یعنی اسمش را دوستی ساده گذاشتی و دختری به نام دل عشقش دانست..

 تجاوز یعنی به جرم پاک بودن طرد شدن..

 بله تجاوز تنها به معني به زور هم آغوش شدن نيست!!!!

 

پ.ن: میدانی؟ دیگر نگران شكستن دلم نیستم! شيشه براي اين شيشه است چون قرار است بشكند.
و جنسش عوض نمي شود...

پ.ن ۱: فریاد را همه می شنوند، اگر سکوتم را فهمیدی هنر کردی!!

پ.ن ۲: فهمیدن درد ندارد؛ نفهمیدن دیگران ولی چرا... زیاد هم....!!! از آدمهایی که هیچ چیز نمیفهمند و همه چیز دستشونه از آدمهای که همه چیز میفهمند و سکوت حقشونه..

 پ.ن ۳: بعضی ها بهتر است در حدّ یک آرزو بمانند! برآورده شدنشان به بهای  ِشکستن ِ دلت تمام می شود!!

پ.ن ۴: زن قداست دارد، براى با او بودن باید "مرد" بود! نه نر ... !

 

[ یکشنبه 1391/03/21 ] [ 22:20 ] [ لیـلا ]

 

قفسی خواهم ساخت

تنگ تنگ،

میله هایش همه احساس غرور

خواهم انداخت در آن این دل سنگ

و در آن مشتی غم خواهم ریخت

آسمانی خواهم آورد سیاه،

و کویری زهر آلود،

و درختی خشک از جنس گناه

قفسم را تک تنها بر آن شاخه پوسیده رها خواهم کرد....!!


پ.ن: دلتنگ که باشی، آدم دیگری می‌شوی... خشن‌تر.. عصبی‌تر.. کلافه‌ تر و تلخ‌ تر! و جالبتر اینکه، با اطرافیان هم کاری نداری.. همه اش را نگه میداری و دقیقا سر کسی خالی میکنی که دلـتــنــگش هستی!!!

پ.ن ۱: کاش انسانها می دانستند که مهم تر از شکستن دل، اعتمادی است که تخریب می شود و دیگر هیچگاه بنا نمی شود ...

پ.ن ۲: ســـاکت که می مانی، میگذارند به حساب جواب نداشتنت! عـمراً ... بفهمند داری جان میکنی تا حرمـتـــهـا را نگه داری ... و من این روزها چقدر ســــــــــاکتم...

 

[ سه شنبه 1391/03/09 ] [ 17:32 ] [ لیـلا ]

  

بعضی چیزها گفتن ندارد
اما
فهمیدن که داره
بـعضی چــیزها را نـگفته بـفهم
لطفاْ ...

دهانتان را به اندازه ای باز کنید که حرف در دهانتان نگذارند

 

 

پ.ن: خدایا راحتم کُـــــــن؛ هرطور که خودت راحـــــــــتی.... منتظرم.....!!!!!

پ.ن ۱: سخت ترین دو راهی دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است. و گاهی آن قدر منتظر میمانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی..

 

[ یکشنبه 1391/02/31 ] [ 15:41 ] [ لیـلا ]

همیشه باید کسی باشد
که معنی سه نقطه‌های انتهای جمله‌هایت را بفهمد...

همیشه باید کسی باشد
تا بغض‌هایت را قبل از لرزیدن چانه‌ات بفهمد

باید کسی باشد
که وقتی صدایت لرزید بفهمد
که اگر سکوت کردی، بفهمد

کسی باشد
که اگر بهانه‌گیر شدی بفهمد

کسی باشد
که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودن
بفهمد به توجهش احتیاج داری
بفهمد که درد داری
که زندگی درد دارد
که دلگیری
بفهمد که دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده است
بفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ باران
برایِ یك آغوشِ گرم تنگ شده است
همیشه باید کسی باشد
همیشه...!

پ.ن: سکوت...

 

[ دوشنبه 1391/02/18 ] [ 20:25 ] [ لیـلا ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دلـم میـخـواهـد
خانه ای داشتـه باشـم پـر دوسـت!
بـر درش بـرگ گـلـي مـي كـوبـم،
روي آن بـا قـلـم سـبـز بـهـار
مـي نـويـسـم ای یــار
خـانـه دوسـتـي مـا اينـجـاسـت....
تـا کـه سهـــراب نپـرسـد دگـر

خــانـــه دوســـت کــجــــاســت؟!
.
.
.
دیر گاهیست به این می اندیشم
خــانــه بــاشـد طلــبـت!!
شـــانــه ی دوسـت کـجــاسـت !!؟
امکانات وب