گاهی وقت ها..

گاهی وقت ها، یک چیزهایی، مرا به جایی می برند که نباید..

به چیزهایی مثل حرف های عاشقانه ای که

روزی در میان لب هایش تکرار کنان

مرا تا خود خدا می برند...

آن وقت است که دلخوش می شوم به

تمام حرف هایی که، مرا از باتلاق زندگی بیرون می کشد.

مثل همین دو فعلی ساده

بگذار، بگذرد...

 

+ وقت رفتنت به یاد بیار؛ خنده هایم را، شیطنت هایم را و قاب دو چشمون سیاهم را..

++ گاهی فقط باید نوشت، مهم نیس که خونده بشی یا نه! گاهی دوست دارم بنویسم این مطلب مخاطب خاص دارد و بعد شعری را که در گوشه ذهنم جا مانده اینجا برای خودم بنویسم؛ می دانم که روزی خود ِ خودم میام و آن را می خوانم..

+++ گاهی دلت فقط سنگینی نگاهی را میخواهد و اینکه تو بدانی نگاهت می کند! و به روی خودت نیاوری.. الهی گاهی نگـــــاهی..

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۳ساعت 18:26  توسط لیـلا  | 

صدای ٍ سکوت ٍ بال ٍ پروانه ها

سکوت...

همانکه بر زندگی آدمی حاکم است و خیره نگاه می کند.

سکوت...

همانکه هست و تو خیال میکنی که نیست و گاهی نیست و تو فکر میکنی که هست.

وقتی نیست صداهای عوضی، آدم را عاصی میکند. وقتی هست صداش چنان تو را می بلعد که انگار در

 قعر اقیانوس از خواب پریده ای و نمی دانی کدام سو را بگیری تا به زندگی باز گردی...

نبودن سکوت بودن است. ایستگاه آخر زندگی؛ بیگانه ای که بی وقت در خانه ات را می زند و پیش از

 آنکه عدد بعدی را بشماری نفس قبلی ات را بریده است.

صبح ها که بیدار می شوم گذشته هایم خواب آشفته ای بیش نبوده و شبها که می خوابم آینده ام

صبحی آشفته است از پس خوابی آرام...

در خواب جهانم سنجیده و به اندازه و بی مرز و مطلوب من است و خوب می دانم که عمر کوتاه خوابم

مثل زندگی یک پروانه زود تمام می شود و ناچار باید به زندگی برگردم و باز در این آشفته بازار به مرگ

فکر کنم... به زندگی.. به بودن یا نبودن...

اصلا چه فرقی میکند...  بال پروانه باز باشد یا بسته...

چه فرقی میکند؟ فقط این اهمیت دارد که بدانم  یک پروانه در طول عمر کوتاه خویش

چند بار بالهایش را از هم می گشاید و می بندد.

و نیز بدانم سکوت موسیقی عمیق تر است یا سکوت بال پروانه....

 

 پ.ن: نبودن گاهی اوقات بهترین دلیل حضور است!!! 

 

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۱۰/۲۲ساعت 16:6  توسط لیـلا  | 

دلگو 4 : زیباترین و لطیف‌ترین آیات قرآن در زمینه دعا

 

و اذاسَئَلَکَ عِبادی عَنّی فَاِنّی قَریب اُجیبُ دَعوَةَ الدّاعِ اِذا دَعان فَلیستَجیبُوالی وَ لیؤمِنُوا بی

 لَعَلَّهُم یرشُدُون

بقره - آیه 186


[ای پیامبر] هر گاه بندگان من از تو در مورد من سؤال کردند [بگو] من بسیار نزدیکم، هر گاه کسی

مرا بخواند، اجابت می‌کنم پس به ندای من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند


حرف آخر پست دل گو..

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۲۰ساعت 22:48  توسط لیـلا 

من زانو نمیزنم...!!

حتی اگر ببازم هم باز کسی جرات ندارد به من دست بزند يا از صفحه بازی بيرونم بيندازد،

شوخی نيست من شاه شطرنجم!!!

تخريب می کنم آنچه را که نمی توانم باب ميلم بسازم...

آرزو طلب نميكنم، آرزو ميسازم...

لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر مي کنی،

من همانی ام که حتی فکرش را هم نمی تواني بکنی...

زانو نمی زنم، حتی اگر سقف آسمان، کوتاهتر از قد من باشد!

زانو نمی زنم، حتی اگر تمام مردم دنيا روی زانوهايشان راه بروند!

من زانو نمیزنم...!!


پ.ن: کدوم برای شما دردناکتره؟! اینکه پرواز بدونی اما اسیر باشی؛ یا اینکه آزاد باشی و پرواز ندونی؟!! اینکه بدونی حق داری ولی بت ندن؛ یا اینکه بدن بهت اونچه که حق نداری؟!! اینکه پر از فریاد باشی ولی گوشی نباشه؛ یا اینکه همه گوش باشن و تو حرفی نداشته باشی؟!! گاهی حرف نزدن از نداشتن ِ حرف نيست از داشتن حرفِ زياده...

پ.ن ۱: به یاد آرزوهایم سکوتی میکنم بالاتراز فریاد....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۱۷ساعت 10:10  توسط لیـلا  | 

دلگو 3: ایرانیان در قرآن

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ

يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللهِ

وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لَآئِمٍ ذالِكَ فَضْلُ اللهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللهُ واسِعٌ عَليمٌ


اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، هر كس از شما از دين خود برگردد، به زودى خدا گروهى [ديگر] را می ‏آورد كه آنان را دوست می دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند. [اينان‏] با مؤمنان، فروتن، [و] بر كافران سرفرازند. در راه خدا جهاد می ‏كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمی ‏ترسند. اين فضل خداست. آن را به هر كه بخواهد می ‏دهد، و خدا گشايشگر داناست.

                                                                                       مائده - آیه 54

شان نزول آیه: در روایت است! چون این آیه نازل شد، پیامبر اکرم (ص) دست به شانه سلمان فارسی زد و فرمود! هموطنان تو مصداق این آیه اند.

                                                                         تفسیر نور الثقلین


حرف آخر پست دل گو..

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.


+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۰۷/۱۴ساعت 0:47  توسط لیـلا 
مطالب قدیمی‌تر